خانه
گاما

درسنامه آموزشی فارسی کلاس ششم

درس 8: دریاقُلی

بازدید232/8 K
تاریخ بروزرسانی1400/12/23

در تاریخ، انسان‌های بسیاری بوده‌اند که همه‌ی توان و جانِ خود را برای رسیدن به هدف خویش فدا کرده‌اند و گاهی نجات مردمی یا آینده‌ی ملّتی به هوشیاری و فداکاری و تصمیمِ بهنگام و جان‌فشانیِ به موقع یک نفر یا جمعی محدود، وابسته می‌شود. در همه‌ی جوامع بشری، فداکاری چنین انسان‌هایی را ارج می‌نهند و تلاش می‌کنند خاطره‌ی آنها را در تاریخ و ادبیات و آثار هنری خود حفظ کنند.

در داستان‌های کهن ایرانی، آرش، دلاورمردی بود که وقتی قرار شد کمانداری ایرانی، تیری رها کند و هرجا که تیر فرود آمد، مرز ایران باشد، دلیرانه بر قلّه‌ی دماوند برآمد و تیری در چلّه‌ی کمان نهاد و با پرتاب کردن آن، سرزمین ایران را از بیگانگان رهایی بخشید و جان خود را در این راه فدا کرد. خاطره‌ی این جان فشانی در راه پاسداری از میهن، هنوز در یادها زنده است. این سرزمین در هر روزگاری، پهلوانان و نام آوران بی‌شماری را در خود پرورانده است.

شهید «دریاقُلی سورانی» یکی از دلاورمردان دوران دفاع مقدس بود که در نخستین ماه‌های جنگِ تحمیلی با فداکاری شگفت انگیز خود، مانع سقوط شهر آبادان شد. شغل دریاقُلی، اوراق فروشی بود. او در آن هنگام به همراه فرزند خردسال خود در گورستانی از اتومبیل‌های فرسوده در «کوی ذولفقاری» در حاشیه‌ی آبادان زندگی می‌کرد. در یک شب تاریک، ناگهان متوجه شد که سربازان دشمن بعثی به صورتی غافلگیرکننده از رودخانه‌ی بهمن شیر گذشته‌اند و می‌خواهند شهر شهر محاصره شده‌ی آبادان را به اشغال کامل خود در بیاورند. دریاقُلی، فوراً بی‌سر و صدا سوار بر دوچرخه شد و به راه افتاد.

دریاقلی در آن شب پاییزی نهم آبان ماه 1359 با همه‌ی توان و قدرت، رکاب می‌زد. انگار کسی در گوشش می‌گفت: «دریاقلی رکاب بزن، همه چیز به جوانمردی تو وابسته است. اگر کوتاهی کنی، همه‌ی شهر و دیار نابود خواهد شد.

دریاقلی! رکاب بزن، یا علی بگو

چشم انتظار همت تو، دین و میهن است

دریا قلی رکاب بزن و با کمک گرفتن از حضرت علی (ع) مصمم‌تر شو. دین و میهن منتظر اراده‌ی قوی توست (اگر سستی کنی، دین و میهن ضربه خواهند دید).

فردا اگر درنگ کنی، کوچه‌های شهر

میدانِ جنگ تن به تن و تانک با تن است

اگر مکث کنی و دیر برسی، فردا کوچه های شهر، میدان جنگ تن به تن (فرد به فرد) و تانک با تن (تانک با فرد) می‌شود.

از راه اگر بمانی و روشن شود هوا

تکلیف شهر خاطره‌های تو، روشن است

اگر در راه توقف کنی و هوا روشن شود، شهر خاطره های تو نابود می‌شود.

دریاقُلی! به وسعتِ دریاست نام تو

تاریخ در تلفّظِ نام تو اَلکَن است

دریاقلی نام تو به گستردگی و بزرگی دریاست. نام تو آنقدر بزرگ است که تاریخ هم هنگام گفتن نام تو زبانش لکنت دارد.

امّا دریاقُلی، همچو دریایی خروشان بود، با تمامِ وجود تلاش می‌کرد از میان گشتی‌های دشمن و آتش خمپاره‌ها بگذرد و زودتر از سربازان بعثی، خود را به شهر برساند.

او توانست، کوی ذولفقاری تا شهر آبادان را در کوتاه‌ترین زمان، رکاب بزند و خود را به سرعت به شهر برساند و با فریادهایش، مردم و مدافعان شهر را از نفوذ دشمن باخبر کند.

مردم و مدافعان آبادان، بی‌درنگ به هر وسیله‌ای که ممکن بود در برابر دشمن به کار آید به مقابله با دشمن پرداختند و توانستند در نبردی نابرابر، که در تاریخِ دفاع مقدّس به نام «عملیات کوی ذولفقاری» معروف است، نفوذ دشمن را به آبادان ناکام بگذارند و او را با تلفات بسیار و شکستی سخت به عقب برانند.

دریاقُلی در همین نبرد به شدت زخمی شد و در راه انتقال به پشت جبهه به شهادت رسید. مزار این شهید دلاور در بهشت زهرا (س) در تهران قرار دارد.

بی‌شک اگر دریاقُلی در آن شب سرنوشت‌ساز، دچار ترس و تردید می‌شد و اگر تنها به نجات خود و خانواده‌اش می‌اندیشید یا اگر اندکی کوتاهی می‌کرد و نمی‌توانست به موقع خود را به شهر برساند، خدا می‌دانست چه اتفاقات ناگواری می‌افتاد!

محمّدرضا تُرکی

 

درک مطلب (صفحهٔ 60 کتاب درسی)

 

1- منظور از مصراع «چشم انتظار همّت تو، دین و میهن است» چیست؟
دین و میهن منتظر اراده‌ی قوی توست. اگر سستی کنی، دین و میهن ضربه و صدمه خواهند دید.

2- به نظر شما میان کار آرش با دریاقلی چه شباهتی هست؟
هر دو نفر جان خود برای بیرون راندن دشمن از میهن فدا کردند.

3- چرا دریاقلی توانست چنان کار بزرگی انجام دهد؟
چون دریاقلی با دیدگاه وسیعی که داشت به جای فکر کردنن به نجات خود و خانواده‌اش، نجات میهن و وطن که خانه و مادر همه‌ی ماست را انتخاب کرد.

4- اگر به جای دریاقلی بودید، چگونه رزمندگان را از وجود دشمن آگاه می‌کردید؟
به نظر من دریا قلی بهترین تصمیم را گرفته است و من هم در آن شرایط همان کار را می‌کردم.

کارگاه درس پژوهی (صفحهٔ 61 کتاب درسی)

 

1- داستانی از شهدای حماسه ساز دفاع مقدّس انتخاب کنید و در گروه بخوانید و درباره‌ی عناصر و ویژگی‌های آن گفت‌وگو کنید.

2- داستانی در مورد عشق به میهن بیابید و در کلاس تعریف کنید.

درک و دریافت (صفحهٔ 64 کتاب درسی)

 

1- به نظر شما، چرا اسیران جنگی در دوران دفاع مقدّس، «آزاده یا آزادگان» نامیده شده‌اند؟ چون آن‌ها از بند اسارت دشمن آزاد شده‌اند.

2- در این متن به کدام یک از داستان‌های قرآنی اشاره شده است؟ ارتباط آن را با این متن، توضیح دهید.
به داستان یوسف پیامبر اشاره دارد. حضرت یوسف که سال‌ها از پدر و خانه‌اش دور مانده بود، عاقبت به لطف خداوند پدرش را دید و به زادگاهش بازگشت. شهید تندگویان نیز که سال‌ها اسیر رژیم بعثی عراق بود، سرانجام پس از شهادت، پیکر پاکش به وطن بازگشت و در خاک میهن جای گرفت.

درس 8: دریاقُلی